الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
99
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
فعل را كه « البّ » بود حذف كردند و مصدر را كه « البابين » باشد بجاى او گذاشتند « البابين لك » شد عدول كردند او را از مصدر ثلاثى مزيد به سوى مصدر ثلاثى مجرّد ، و به حذف زوايد ، ابتدا به ساكن محال ، حركت « باء » را نقل كرده بما قبل دادند و « باء » را در « باء » ادغام كردند « لبّين لك » شد ، پس حرف جرّ را از « لك » حذف كردند و « لبّين » را به كاف كه ضمير مفعولست اضافه نمودند نونش به اضافه افتاد « لبّيك » شد كه از « البّ » به معنى « اقام » مأخوذ است ، يعنى « من اقامت و ايستادگى دارم در طاعت تو اقامت بعد از اقامت » يعنى ايستادگيهاى پى در پى . و همچنين است « سعديك » كه در اصل « اسعدك اسعادين » بود فعل را حذف كردند و مصدر را به ثلاثى مجرّد بردند و او را به ضمير مفعول اضافه كردند نونش به اضافه افتاد « سعديك » شد اى : اسعدك اسعادا بعد اسعاد ، يعنى « يارى مىدهم ترا يارى دادنى بعد از يارى دادنى - و اللَّه أعلم » . و الشّرّ ليس اليك ، يعنى « شر نه منسوب به تو است و نه صدور آن از جانب تو است » . و حنان به تخفيف نون به معنى رحمت است ، و به تشديد نون به معنى ذو الرحمة است ، يعنى صاحب رحمت . و اين معنى مأخوذ است از قول عرب كه مىگويند : فلان يتحنّن على فلان ، يعنى : « فلانى از روى مرحمت و شفقت متوجّه فلانى مىشود و به عين لطف و رأفت به او مىنگرد » . و معنى سبحانك و حنانيك آنست كه : « منزه مىگردانم تو را از جميع آنچه سزاوار مرتبهء الوهيّت تو نيست و حال آنكه تو منزّهى و پاكى از جميع آنچه لايق ربوبيّت تو نيست « 1 » ، و سؤال مىكنم از تو رحمتى بعد از رحمتى » .
--> ( 1 ) اين ترجمه بنا بر آن است كه نصب « سبحان » بنا بر حاليت باشد ، ولى اين طور نيست ، و بيان مترجم در ص 101 خواهد آمد كه نصب آن به جهت مفعول مطلق بودن است ، بنا بر اين ترجمه چنين مىشود : « دور مىگردانم و منزه مىدارم تو را منزه داشتنى از آنچه كه لايق جناب ذات تو نيست » .